صفحات

ایمیل میتواند یک ابزار قدرتمند تبلیغاتی باشد

اخیرا اعلام شده که ضریب نفوذ اینترنت در ایران حدود 30 درصد است (+). اگر این آمار را قبول کنیم بدان معنی است که بیش از 20 میلیون نفر کاربر اینترنت در ایران داریم. آمارهای دیگری هم اعلام شده که تایید کننده این موضوع است (+). این درحالی است که تعداد کاربران اینترنت در ایران در سال 85 یک سوم این تعداد بوده است، یعنی حدود هفت میلیون نفر (+).

اگر قبول داشته باشیم که امروز بیش از 20 میلیون نفر کاربر اینترنت در ایران وجود دارد، آن وقت است که میتوان امید داشت بر خلاف چهار سال قبل که اینترنت نقش چندان مهمی در تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری بازی نمیکرد، امروز نقش به مراتب پررنگ تری در آگاهی بخشی و اطلاع رسانی در جامعه ایفا نماید.

اما این 20 میلیون نفر کاربر اینترنتی کجا پنهان شده اند که به چشم من و شما نمی آیند؟ به نظر میرسد که وقتی صحبت از کاربران اینترنت میشود، همه ما به یاد وبلاگ نویس ها و وبلاگ خوانها و دوستان Facebook و Google Reader امان می افتیم، و هر چه به آنها نگاه میکنیم به جامعه بسته و کم تعدادی میرسیم، که قبول کردن صحت آمار فوق را برایمان دشوار میکند. اما باید قبول کرد که درصد بالایی از کاربران اینترنت نه وبلاگ مینویسند و نه وبلاگ میخوانند. درصد بالایی از کاربران اینترنت (شاید حتی بالای 60-70 درصد) فقط و فقط از Email استفاده میکنند.


اگر قبول کنیم که بیش از 20 میلیون کاربر اینترنت در ایران وجود دارند، که درصد بالایی از آنها صرفا کاربر Email هستند، غفلت از آنها به عنوان یک طیف از مخاطبان غیر قابل گذشت است. این 20 میلیون نفر یک سوم جمعیت ایران را تشکیل میدهند و آگاهی دادن به آنها و جهت دهی فکری آنها میتواند بسیار موثر باشد.

به نظرم، در این روزهای پیش از انتخابات ریاست جمهوری، که کاندیداهای اصلاح طلب از ضعف مفرط در اختیار داشتن رسانه مناسب برای رساندن سخنشان به گوش مخاطب عام رنج میبرند، جا دارد بطور جدی روی استفاده از Email به عنوان یک رسانه قدرتمند و فراگیر حساب کنند. میدانم که در انتخابات 4 سال قبل از صرف انرژی بر روی رسانه اینترنت نتیجه مطلوب گرفته نشد، و همه به آن بدبین شده اند. اما داستان اینترنت امروز با بیش از بیست میلیون کاربر با چهار سال قبل که نهایتا 5-6 میلیون کاربر وجود داشته کمی متفاوت است.

درباره انتخابات

ایران در تب و تاب انتخاب دهمین رییس جمهور است. این روزها هرجا میروی صحبت از انتخابات است. هرجا که میروی صحبت از این میشود که آیا اصلا در انتخابات شرکت میکنی یا نه و اینکه به چه کسی رای میدهی و این حرف ها. طرز فکرها متفاوت است. ملت هم مانند همیشه تصمیمهای مختلفی میگیرند. میخواهم مشاهداتم را اینجا بنویسم:


اول از همه اینکه به نظرم بر خلاف انتخاباتهای گذشته کمتر کسی را میبینم که اعلام کند در انتخابات شرکت نمیکند. بسیار بسیار کمتر از چهار سال قبل آدمهایی را میبینم که پای تحریم انتخابات ایستاده باشند. صد البته بدیهی است که مشاهدات من صرفا از آدمهای دور و بر خودم هست. ولی خوب همین آدمهای دور و بر خودم را با آدمهایی که چهار سال قبل دور و برم بودند هم که مقایسه میکنم، به وضوح تفاوتها قابل مقایسه است. دلایل مختلفی میتواند داشته باشد. شاید جای دفعه قبل که نرفته اند پای صندوق هنوز درد میکند. شاید هم برعکس، دیده اند این آقا در این چهار سال عجب رییس جمهور معرکه ای بوده، برویم این بار بهش رای بدهیم که با رای بالاتر برود روی صندلی بنشیند. هرچه هست، خیلی کمتر از قبل آدم تحریمی میبینم.


نکته دیگری که فکر میکنم جای تامل دارد، تاثیر بسیار زیادتر از گذشته رسانه های دیجیتال بر مخاطبان است. هرچند مخاطبان این رسانه های دیجیتال همچنان محدود به جامعه نه چندان پرجمعیت جوانان اینترنت باز است، اما به وضوح نشانه های این تاثیر را بیش از گذشته میتوان دید. تعداد بسیار زیاد ویدئو کلیپ های تبلیغاتی در YouTube، Facebook و ... که هر روز هم تعدادشان بیشتر میشود، گواهی بر این مدعاست. مسدود شدن شتابزده و ناگهانی Facebook در هفته اول تبلیغات کاندیداها و بعد باز شدن شتابزده تر آن بعد از چند روز، به وضوح نشان میدهد که رسانه های دیجیتال، امروز تاثیری به مراتب بیش از گذشته در طرز فکر مخاطبان دارند.