صفحات

بازی ایران و ازبکستان از نگاهی دیگر

اول این را بگویم که ...
این کار فقط از یک نابغه بر می آید که اسم یکی از معروفترین بازیکنان آسیا را به جای علی کریمی، با عنوان Mohammad Pashaki زیرنویس کند. در نیمه دوم بازی ایران و ازبکستان هنگامی که علی کریمی تعویض شد، داشتم تلاش میکردم که بفهمم چه کسی به جایش وارد زمین میشود، که دیدم گوشه تصویر نوشت Mohammad Pashaki. داشتم فکر میکردم که این دیگر چه بازیکنی است و اینکه چرا هر چه به ذهنم فشار می آورم، این بازیکن را به یاد نمی آورم، که دیدم این هادی عقیلی است که وارد بازی شده. یک چند لحظه ای با خودم گیج زدم تا متوجه شدم که این محمد پشکی که کارگردان مالزی برایمان زیرنویس کرده همان علی کریمی خودمان است.

«محمد علی کریمی پشکی»، جادوگر ایرانی و مارادونای آسیا را همه جای دنیا به اسم علی کریمی میشناسند، اما در جام ملتهای آسیا به عنوان محمد پشکی ! ... ای ی ی ول ...

اما برسیم به خود بازی ...
ظرف دیروز و امروز یک عالمه از این تحلیلهای آبگوشتی کارشناسی درباره بازی دیروز ایران و ازبکستان، و علت پیروزی ایران خوانده و شنیده ام. یک عده این پیروزی را یک سره به نام جواد کاظمیان زده اند، که در نیمه دوم یک تنه سمت راست میدان ایران را اتوبان کرده بود، و گروهی دیگر تعویضهای به جا و هوشمندانه و تغییر تاکتیک مربی تیم را عامل پیروزی میدانند.

هرچند منکر تعویض های خوب امیر خان و بازی موثر جواد کاظمیان نمیشوم، اما معتقدم دلیل پیروزی ایران را باید در استراتژی اشتباه حریف جستجو کرد. نگاه دقیق به بازی ازبکها در نیمه اول به خوبی نشان میدهد، که بازی نزدیک و پرس کردن بازیکنان ایران در دستور کار تیم حریف قرار داشت. در طول نیمه اول هر بار که هر یک از بازیکنان ایران صاحب توپ میشدند، بلافاصله یکی دو بازیکن ازبک به سمتش هجوم میبردند، و فرصت تمرکز و تصمیم گیری را از بازیکنان ایران گرفته بودند. در این شرایط یک اشتباه از دروازه بان و مدافع ایران هم مانند هدیه ای بهشتی برای این تیم بود.

اما اگر فقط گذارتان به مالزی افتاده باشد، به خوبی میدانید که 90 دقیقه پرس کردن بازیکنان تیم حریف در این هوای شرجی و رطوبت بالا، تقریبا غیر ممکن است. این چنین بود که تیم ایران در یک سوم پایانی زمان بازی عملا با «هیچ کس» بازی میکرد. بازیکنان ازبکستان در زمین حتی راه هم نمیرفتند، فقط ایستاده بودند. در این شرایط دو تعویض نسبتا خوب و وارد کردن جواد کاظمیان و مهرزاد معدنچی نسخه ازبکستان را پیچید.

اما عجیب این بود که تیم نسبتا آماده ایران، در طول این مدت نسبتا طولانی تنها موفق شد یک گل به ثمر برساند (گل اول را زمانی زدیم که هنوز ازبکستان تعطیل نشده بود).

متاسفانه انگار بازیکنان آماده پیشانی حمله ما، فقط به تیمهای بزرگ ( مثلا مکزیک و پرتغال گل میزنند)، که متاسفانه با توطئه امثال علی دایی و برانکو و دادکان بهشان فرصت داده نشد. گل زدن به دروازه خالی ازبکستان از نفس افتاده برایشان افت دارد!

در پایان ...
آقا ما داریم با یک دار و دسته 10-15 نفره برای دیدن بازی ایران - چین و تشویق تیم ملی به کوالالامپور میرویم. دعا کنید ایران برنده شود که بعدش چیزهای جالب داشته باشم که اینجا تعریف کنم.

از توی تلویزیون برایتان دست تکان میدهم حتما (-; ... اگر سانسورمان نکنند البته! ...

هیچ نظری موجود نیست: