صفحات

ساماندهی، اسپارتاکوس و حاج رسول رستگاری

یادم میاد چند سال قبل یک سریالی از تلویزیون پخش میشد که درباره یک اردوگاه اسرای ایرانی در خاک عراق بود. یکی از اسرای ایرانی که در این اردوگاه بود به نام حاج رسول رستگاری بود. این آقای حاج رسول رستگاری یک جورایی سمت فرماندهی داشت، و عراقیها میدانستند که در بین اسرای ایرانی آن اردوگاهه، اما دقیقا نمیدانستند حاج رسول کدام یک از اسراست.

خلاصه اینکه عراقیها تلاش بسیاری کردند که حاج رسول را شناسایی کنند اما موفق نشدند. برای اینکار به هر حربه ای متوسل شدند. در یکی از آخرین ترفندها، همه اسرا را در محوطه اردوگاه جمع کردند و خواستند حاج رسول رستگاری خودش را معرفی کنه (یا اینکه یک نفر او را معرفی کنه)، و در غیر این صورت همه اسرا جریمه میشدند (یادم نیست، مثلا کتک مفصلی میخوردند). در این شرایط بود که حاج رسول نتوانست تحمل کنه که سایر اسرا هم به خاطر او کتک بخورند، و از میان جمعیت با فریاد گفت: «حاج رسول رستگاری منم!» در همین هنگام افراد دیگری از میان جمع با صدای بلند همین جمله را تکرار کردند ... و ظرف مدت کوتاهی همه اسرا داشتند فریاد میزدند: «حاج رسول رستگاری منم!»، و خودشان را حاج رسول معرفی میکردند. بدین ترتیب بود که ترفند عراقیها ناکار ماند و کسی نتوانست حاج رسول را شناسایی کند.

امروز، تلویزیون فیلم سینمایی اسپارتاکوس را پخش میکرد. جالب بود برام که در یکی از صحنه های این فیلم هم این ترفند را دیدم. در جایی که ماموران سپاه روم به گلادیاتورها گفتند که به همه اجازه زندگی داده خواهد شد، و کسی کشته نخواهد شد، تنها به شرط آنکه زنده یا مرده اسپارتاکوس تحویل سپاهیان روم بشه، ناگهان اسپارتاکوس فردین بازیش گل کرد و بلند شد و خودش را معرفی کرد. اما درست در همین لحظه سایر گلادیاتورها هم برخواستند و خودشان را اسپارتاکوس معرفی کردند.

اما غرض از ردیف کردن این مطالب این بود که به اینجا برسم که در میان هیاهوی این طرح ساماندهی و نظرات مختلفی که درباره اش داده میشود، با خواندن این یادداشت حامد بی اختیار یاد حاج رسول رستگاری و اسپارتاکوس افتادم. جدا این طرح ساماندهی و روش اجرای آخ خیلی سوراخ داره ها. اگر هر کدام از مخالفان این طرح کمی وقت بذاره و بره یکی دو تا سایت یا وبلاگ مورد علاقه اش را به سبک حامد[!] در این سایت ثبت کنه، چی میشه به نظرتون؟ فکر میکنم حداقلش این باشه که آقایان سعی میکنند به نحو پخته تری به ساماندهی اوضاع بپردازند.

در باب ربوکاپ و به لجن کشیده شدن آن در ایران

ربوکاپ را میشناسید؟ همان که در ایران به نام جام جهانی فوتبال رباتها مشهور است. حتما هم میدانید که تیمها و گروههای ایرانی یکی از بزرگترین گروههای شرکت کننده در همایشهای بین لمللی ربوکاپ در سالهای اخیر بوده اند. آیا میدانید که متاسفانه، علیرغم تبلیغات وسیع و عمدتا دروغین پیرامون ربوکاپ، ایران را به هیچ عنوان نمیتوان جزو کشورهای پیشرو رباتیک دنیا قلمداد کرد؟ آیا میدانید فعالان پروژه های ربوکاپ در سایر نقاط دنیا، چه استفاده هایی از نتایج تحقیقاتشان میکنند؟ ایرانیها چطور؟

متاسفانه باید گفت تقریبا تمام گروههای ایرانی شرکت کننده در همایشها ومسابقات ربوکاپ، یک هدف را از شرکت در این رویداد علمی دنبال میکنند، و آن هم کسب مقام است. یعنی میخواهند روی سکو بروند و کاپ یا Certificate ای بگیرند و بعد در ایران از مزایای آن بهره مند شوند. موارد متعددی را در میان اعضای تیمها سراغ دارم که اهداف متعالی تری را دنبال میکنند، اما متاسفانه باید بگویم هدف سرپرستان تیمها معمولا همین است، و از آن بدتر این که حاضرند برای نیل به این هدف هرکاری بکنند.

میدانید هدف ربوکاپ چیست؟ امروز دیگر آنقدر ربوکاپ در جامعه شناخته شده است، و آنقدر به فعالان عرصه ربوکاپ در کشور پرداخته میشود، که فکر میکنم دیگر همه میدانند ربوکاپ چیست، و قرار است تا سال 2050 به کجا برسیم و ... و ... و ... آنچه همگان احتمالا نمیدانند آن است که ربوکاپ یک مسابقه نیست. ربوکاپ یک پروژه است. و خیلی خیلی خیلی بیش از آنکه در جامعه ما برای آن تبلیغ میشود، اهداف تبلیغاتی را دنبال مینماید. البته تبلیغ و ترویج دانش رباتیک است و بسیار هم خوب است. این بخش را عینا از سایت رسمی ربوکاپ ترجمه کرده ام:

قصد ما اين است که با فراهم آوردن جذابيت در عين دشواری، از ربوکاپ به عنوان ماشين تبليغاتی تحقيقات در رباتيک و هوش مصنوعی استفاده گردد. يکی از راههای موثر برای ترويج تحقيقات در زمينه های مهندسی صرف نطر از توسعه کاربردهای خاص، اين است که يک هدف بزرگ و بلند مدت تعيين نماييم. و هنگامی که دستيابی به چنين هدفی نيازمند تلاشی بزرگ و دسته جمعی باشد، به آن يک پروژه رقابتی بزرگ (Grand Challenge Project) ميگوييم. ساخت يک ربات فوتباليست به خودی خود دستاورد اقتصادی، يا اجتماعی خاصی دربر ندارد، اما انجام آن به مثابه دستيابی به زمينه های مختلفی از فناوری محسوب ميگردد. ما چنين پروژه ای را يک پروژه برجسته (Landmark Project) ميناميم. ربوکاپ در عين آنکه يک مسئله استاندارد است، يک پروژه برجسته است.

واضح است که وقتی شما در یک پروژه رقابتی بزرگ کار میکنید، اصل آن رقابت هدف نیست. یعنی شما باید خیلی کوته فکر باشید که تمام هم و غمتان را صرف اول شدن درمسابقه کنید، و از اهداف بلند پروژه غافل شوید. متاسفانه این اتفاقی است که در میان RoboCupperهای ایرانی افتاده. دوستانی که سابقه حضور در همایشهای ربوکاپ را داشته اند، این را به خوبی میدانند که متاسفانه زشت ترین رفتارها و متوسل شدن به بدترین مستمسکها برای کسب امتیاز و ... از سوی تیمهای ایرانی در سالهای گذشته دیده شده. انواع و اقسام تقلبها، زیر آب زنی ها، کپی برداری از روی برنامه های دیگران، خرید و فروش رای (در رقابتهایی که برنده با رای گیری تعیین میشود) و با عرض شرمندگی اخیرا خرید و فروش تیم، خرید و فروش اعضای تیمهای دیگر، خرید و فروش سورس برنامه های دیگران و ... رفتارهایی است که به وفور در بین تیمهای ایرانی رایج شده. متاسفانه اوضاع به گونه ای است که برخی از دوستان خوشنام در این عرصه، در سالهای اخیر به دفعات در بین RoboCupperهای کشورهای دیگر به دلیل رفتارهای زشت هموطنانشان چاره ای جز ابراز شرمندگی نداشته اند. جالب اینجاست که یک بررسی سریع نشان میدهد که بسیاری از رفتارهای خجالت آور اینچنین، از سوی گروهی خاص با نام و نشان مشخص سر زده است. به خاطر پرهیز از اطاله کلام، از ذکر موارد خودداری میکنم.

مسابقات آزاد ربوکاپ ایران مشهور به قزوین اپن
اما تازه ترین نمونه این حرکات (که متاسفانه میتوان صفت رفتارهای ایرانی در دنیای ربوکاپ را به آن داد)، حرکتی به شدت سازماندهی شده تحت عنوان مسابقات ربوکاپ آزاد ایران (Iran Open) است. سال گذشته برگزارکنندگان تورنمنت ایران اوپن، با سوء استفاده از اعتبار و شخصیت جمعی از افراد خوشنام در عرصه ربوکاپ ایران، با ارایه وعده های دروغ تورنمنت ایران اوپن ۲۰۰۶ را برگزار نمودند. متاسفانه از آندست رفتارها که در بالا به آن اشاره شد، به وفور در این تورنمنت دیده شد. سوء استفاده وسیع تبلیغاتی آقایان از این رویداد بر همگان عیان بود. مراسم اهدای جوایز ایران اوپن ۲۰۰۶ یکی از تشریفاتی ترین و درعین حال مضحک ترین مراسمی بود که تا کنون دیده بودم. دروغهای بزرگ و فریبنده آقایان، زینت بخش مراسم بود و حضار را به وجد آورده بود. آنجا که برای خوش آمد نماینده مجلس شورای اسلامی اعلام شد با برگزاری مسابقه ایران اوپن، مسابقات ربوکاپ آمریکا از درجه اعتبار ساقط شد. یا آنجا که به دروغ اعلام شد برندگان این مسابقه از سربازی معاف هستند، یا آنجا که اعلام شد که به برکت این مسابقات از این پس تیمهای رباتیک ایرانی میتوانند آزادانه هر قطعه الکترونیکی را که میخواهند وارد کنند، یا ... و آنجا که آقای رییس بزرگ بزرگترین دانشگاه جهان، اعلام کردند که امروز ایران تولد پروفسور حسابی دیگری را جشن میگیرد (منظورشان همان کسی بود که بار برگذاری چنین نمایش باشکوهی را بردوش کشیده بود).

اما امروز ...
آقایان پس از نمایش عالیشان در ایران اوپن ۲۰۰۶ بر آن شدند که اختیار ربوکاپ ایران را قبضه کنند. برای این منظور با صرف هزینه فراوان و لشگرکشی به آلمان، موفق شدند فدراسیون جهانی ربوکاپ را مجاب نمایند که آنها را نماینده افکار عمومی RoboCupperهای ایرانی بدانند. متاسفانه سکوت سایر افرادی که به نوعی صاحب حق هستند، نیز در این راه بی تاثیر نبود. بعد از پایان ایران اوپن ۲۰۰۶ بسیاری از افراد شناخته شده ایران، عطای همکاری با ایشان را به لقایش بخشیده، از انجام هرگونه همکاری با آقایان امتناع کردند. آقایان هم که از خدا خواسته، از فضای به وجود آمده نهایت استفاده را کردند، و کمیته ای با عنوان کمیته ملی ربوکاپ ایران تشکیل دادند، و خود را مالک دربست وسیله تبلیغاتی خوبی به نام ربوکاپ کردند.

دعوت به همکاری!
آری، ... اینچنین بود که وقتی هفته گذشته، از سوی یکی از اعضای محترم این کمیته دعوتتامه همکاری برای افراد دلسوزی که در بالا ذکرشان رفت ارسال شد، از سوی هیچ یک از آنها مورد قبول قرار نگرفت. متاسفانه باید بگویم که تا کنون ربوکاپ به صورت غیر رسمی در ایران ابزار تبلیغاتی گروههای خاصی بود که از ناآگاهی جامعه استفاده میکردند، و از آن بهره برداریهای شخصی میکردند. اما امروز دیگرکار از کار گذشته، و شکل غیر رسمی قضیه هم تغییر یافته و دیگر به صورت رسمی و تحت عنوان کمیته ملی ربوکاپ ایران این اتفاق می افتد. ... متاسفم.

فکر نمیکنم عاقبت این تحریم این باشد که برگزاری مسابقات ایران اوپن به مشکلی برخورد نماید. اما معتقدم وقتی قرار است شما برای یک هدف بزرگ فعالیت نمایید، اما میدانید که زحمات شما در راستای انجام آن پروژه به کار گرفته نخواهد شد، و گروهی خاص از نتایج تلاشهای شما به نفع خود و گروهشان بهره برداری میکنند، دلیلی برای ادامه آن همکاری وجود ندارد.

شاید در آینده در این باره بیشتر بنویسم.