صفحات

ماموريت برخی شرکتهای بزرگ

در ادامه يادداشت قبلی، شايد بد نباشد نگاهی به ماموريت (Mission Statement) برخی شرکت ها و سازمانهای بزرگ و مشهور بيندازيد. چند مثال از شرکتهای بزرگ (مثل کوکاکولا، بوئينگ، Nike و جنرال موتورز) در اين ليست ديده ميشود که مطالعه آنها و مقايسه آن با عملکرد اين شرکتها بسيار جالب توجه است. قاعدتا با کمی جستجو بايد بتوانيد Mission Statement هر سازمان بزرگی را که علاقمند هستيد پيدا کنيد. ماموريت سازمانهای بزرگ معمولا محرمانه نيست.

ماموريت گوگل

مقدمه
برنامه ريزی از پايه های مديريت صحيح و اصولی است، تا جايی که در آموزشهای کلاسيک مديريت، آنجا که وظايف مديريت را برمی شمارند همواره برنامه ريزی همواره يکی از سرفصلهای اصلی را تشکيل ميدهد. در اهميت برنامه ريزی همين بس که ساير وظايف يک مدير، در ارتباط با برنامه ريزی است که معنی پيدا ميکند. سازماندهی، کنترل و حتی رهبری همگی وظايفی هستند که مديريت يک سازمان بايد انجام دهد تا به اهداف تعيين شده در برنامه ها دست يابد.

برنامه ها در سطوح مختلف تعريف ميشوند و انواع مختلفی دارند. از انواع و اقسام بودجه بندی ها و قوانين گرفته، تا دستورالعملها و رويه ها و استراتژی ها و حتی اهداف کوتاه مدت و بلند مدت سازمان، انواع مختلف برنامه محسوب ميشوند. يکی از مهمترين نيازهای اوليه يک سازمان تعيين اهداف بلند مدت و راه رسيدن به آنها است. اين نوع برنامه که به خصوص در شرکتها و سازمانهای بزرگ اهميت پيدا ميکند، به برنامه استراتژيک مشهور است.


برنامه استراتژيک اجزای مختلفی دارد: اهداف (Goal)، شعارها (Motto)، چشم انداز (Vision) و ماموريت (Mission) سازمان از جمله بخشهای مختلف برنامه استراتژيک محسوب ميشوند، که بايد با صرف هزينه و دقت فراوان تعيين شوند. برنامه استراتژيک برای يک سازمان حکم همان خشت اول را دارد که اگر کج نهاده شود، ديوار تا ثريا کج خواهد رفت. به عنوان يک مثال خوب ميتوان به مقايسه دو شرکت خودروسازی ايران خودرو و هيوندای کره جنوبی پرداخت. اين دو شرکت که تقريبا همزمان آغاز به کار کرده اند، دربدو تاسيس شعارهايی برای خود در نظر گرفته اند. شعار هيوندای اين بوده: "پيش به سوی صادر کردن خوروهای ساخت هيوندای به خارج از مرزهای کره". اين را مقايسه کنيد با شعار معروف ايران خودرو: "به اميد روزی که هر ايرانی يک پيکان داشته باشد". هر دو شرکت در طول ساليان برای رسيدن به اهداف خود تلاش کرده اند. اما اينچنين بوده که ما الان در ايران از انواع مدلهای هيوندای استفاده ميکنيم، اما ايران خودرو تا همين پارسال دست از سر پيکان بر نداشته بود.

و اما Google ...
اما هدف از اين مقدمه چينی آن بود که اهميت موضوع را آنچنان که در ذهن دارم، بيان کرده باشم. مثل خيلی های ديگر، امپراتوری Google در سالهای اخير، از جنبه های مختلف مورد توجه من بوده است. با پيشرفت ها و خلاقيتهای ارائه شده در Google، سرويسهای جديدش، شکل و شمايل و سادگی هيجان انگيزش خيلی حال ميکنم.


جالب است به صفحه معرفی Google از نگاه خودش نگاهی بيندازيم. ماموريتی که مديران Google برای خودشان تعيين کرده اند، درهمان سطر اول به وضوح بيان شده است:

"Google's mission is to organize the world's information and make it universally accessible and useful."

يعنی Google ميخواهد همه اطلاعات موجود در دنيا را سازماندهی کند، و آن را در دسترس همه جهانيان قرار دهد. وقتی خدمات، سرويسها، قابليتها، تصميمات و ... ارائه شده توسط مديران Google را در سالهای اخير مرور ميکنيم، و آنها را در کنار عبارت فوق قرار ميدهيم، خيلی چيزها برايمان روشن تر ميشود. در همين صفحه معرفی Google، اشاره ای گذرا به هريک از اين خدمات شده، و جايگاه آنها برای رسيدن به آن هدف بزرگ به روشنی تبيين شده است.

بسيار ديده ام که اين سوال برای افراد پيش می آيد، که چرا Google اين همه خدمات با کيفيت خود را به رايگان در اختيار همه قرار ميدهد؟ به نظر شما پاسخ اين قبيل سوالات در همان جمله بالا نهفته نيست؟

بلاگر بتا

با صرف کمی وقت، اين وبلاگ را به سرويس جديد بلاگر منتقل کردم. متاسفانه نتوانستم بخش نظرات را منتقل کنم. به نظر ميرسد سرعت بارگزاری صفحات روی Server جديد، به طرز محسوسی بيشتر از قبل است. يک کپی از وبلاگ قبلی در اين آدرس [+] همچنان در دسترس است.

پ.ن: ممکن است آدرس مستقيم برخی مطالب عوض شده باشد. در نتيجه اين احتمال وجود دارد که اگر از طريق لينک هر يک از مطالب (در سايتهای ديگر) به اين صفحه می آييد، دچار مشکل شويد.

برانکو

اگر برانکو ايوانکوويچ به جای اميرخان امشب روی نيمکت تيم ملی نشسته بود، الان چه سرنوشتی در انتظارش بود؟ فردا روزنامه ها تيتر اولشان چه بود؟ گزارشگر بازی از دقيقه چند شروع ميکرد به نق زدن؟ تماشاگران از دقيقه چند تيم را هو ميکردند، از دقيقه چند فحش خواهر و مادر به علی دايی ميدادند؟


نميگويم برانکو بهترين مربی دنيا است. اما به نظرم سيستم حاکم بر فوتبال ايران چند سالی بود که داشت خوب عمل ميکرد. منظورم اين نيست که اشتباه نداشت، اما برآيند عملکردش مثبت بود. فوتبال ايران هم داشت پيشرفت ميکرد. ليگ سر و شکل گرفته بود. استقلال و پرسپوليس داشت دستگيرشان ميشد که با اعمال نفوذ و عقب و جلو کردن زمان بازيها و انتخاب داور و ... نميتوانند موفق باشند. فوتبال ملی کم کم به جايی رسيده بود که ملت ادعا داشتند بايد امثال مکزيک و آنگولا را له کنيم. آن هم پس از يک دوره عجيب و غريب آماده سازی که هيچ کس حاضر نشد با ايران بازی تدارکاتی کند. دليلش را هم همه ميدانند.

اما حالا ...
- بازیهای جام حذفی را که هنوز نگذاشتند تمام شود (دليلش هم واضح است). اميدوارم اقلا يک بازی برگزار کنند؛ همينطور بدون بازی نگويند پرسپوليس قهرمان است.
- ليگ را هم که تعطيل کرديم که با سوريه بازی کنيم ... بازی مهمی بود بالاخره!
- اين هم که نتيجه بازی با سوريه ... واقعا شرم آور است.

يک وقت اشتباه نشود، منظورم اين نيست که فدراسيون فعلی پرسپوليسی است، يا استقلالی. بلکه معتقدم، يک آدمی که سوابق مديريتی اش در فوتبال مملکت مشخص است، حالا پس از يک دوره نسبتا طولانی (6-7 سال) که تقريبا کنار گذاشته شده بود، ميدان پيدا کرده. حالا آمده تا خودش را نشان بدهد، دوباره. در قدم اول هم تصميم دارد آنهايی را که با عملکرد نسبتا قابل قبولشان باعث شدند تا پته اش روی آب بيفتد، تا ميتواند ضايع کند.

اين آدم، از آنجا که سرد و گرم فوتبال را چشيده است، و به خوبی به زير و بم کار آشناست، در آغاز قصد کرده تا طرفداران آبی و قرمز را با خودش همراه کند. با سرپرستان و مديران دو تيم کنار می آيد. خواسته هايشان را برآورده ميکند. در انتخاب مربی و بازيکن تيم ملی سعی ميکند هر دو طرف را راضی نگهدارد و ...

خلاصه برگشتيم به 10 سال قبل. سالها بود فراموش کرده بودم که وقتی فهرست بازيکنان تيم ملی را اعلام ميکنند، اول شروع کنيم به شمارش تعداد بازيکنان استقلال و پرسپوليس. تا اگر تعدادشان مساوی بود، به همين مساوی بودن گير بدهيم، و اگر نامساوی بود که واويلا!

پ.ن: فکر ميکنم قلعه نوعی آدم زرنگ و عاقلی است، و به همين راحتی خودش را برای ديگران قربانی نميکند. معتقدم تا الان با بعضی چيزها کنار آمده، ولی خيلی زودتر از آنکه فکرش را بکنيم، معادلات ذهنی آقايان را به هم ميزند. به نظر شما قلعه نوعی آدمی بود که بعد از آن لات بازی آری هان و حمايت انصاری فرد، که بازيکنان پرسپوليس را به تيم ملی ندادند، آنها را دوباره به اردو بپذيرد؟ من که فکر نميکنم اوضاع تيم ملی اينطور بماند. اما در هر حال اوضاع خوبی نخواهد بود، متاسفانه.

درهای Google Analytics به روی عموم باز شد

Google Analytics، سرويس رايگان جمع آوری آمار بازديدکنندگان سايتهای اينترنتی، سرانجام به صورت آزادانه در اختيار علاقمندان قرار گرفت. پيش از اين برای استفاده از امکانات Google Analytics نياز بود که در سايت مربوطه ثبت نام کنيم، و در ليست انتظار منتظر بمانيم تا دعوت نامه برايمان ارسال شود.

Google Analytics امکانات نسبتا متنوعی در اختيار کاربران قرار ميدهد، که استفاده از آن را برای هر مدير سايتی دلپذير مينمايد. اين امکانات در هيچ يک از نمونه های مشابه (از w3counter و nedstat گرفته تا همين پرشين استت خودمان) وجود ندارد. مثل همه خدمات ديگر Google، اين سرويس نيز از هوشمندی منحصر به فرد و طراحی ساده و زيبايی برخوردار است.

درباره قرعه کشی بزرگ مسابقات پيش بينی جام طلا

مسابقه جام طلا را حتما به خاطر داريد. مسابقه پيش بينی بازيهای جام جهانی فوتبال که صدا و سيما راه انداخته بود. برای شرکت در اين مسابقه لازم بود يکی از CDهای طلايی (3000 تومان)، نقره ای (2000 تومان) و برنزی (1000 تومان) را خريداری کنيد. بعد از آن در قرعه کشی های متعدد صدا و سيما شرکت داده ميشديد و اين شانس را داشتيد که برنده يکی از جوايز ارزنده اين مسابقه بشويد. قرار بود هر شب يک دستگاه خودرو به يک نفر اهدا شود و در پايان جام جهانی نيز يک منزل مسکونی به يک برنده خوش شانس اهدا شود. در طول مسابقات جام جهانی که به صورت شبانه روزی برای خريد اين CDها تبليغ ميشد. حتی مخاطبان ترغيب ميشدند که اگر ميخواهند شانس برنده شدنشان را افزايش دهند، چند تا از اين CDها بخرند.

بعد از پايان جام جهانی مديريت شرکت سروش رسانه (مجری اين مسابقه)، اعلام کردند که برای اينکه علاقمندان همچنان شانس شرکت در اين مسابقه مهيج [!] را داشته باشند، قرعه کشی اين مسابقات (که قرار بود در روز پايانی جام جهانی صورت پذيرد) به روز ميلاد حضرت علی (ع) موکول ميشود. يعنی با يک مديريت صحيح [!] سعی کردند که باقيمانده CDهای موجود در انبار را هم به فروش برسانند.

حالا مدتی از پايان جام جهانی و جو تبليغاتی شديد حاکم بر آن گذشته است، و يک هفته ای هم از ميلاد حضرت علی سپری شده است. متاسفانه هيچ خبری از قرعه کشی بزرگ و برنده خوش اقبال آن خانه مسکونی نيست. انگار کسانی هم که اين CDها را خريده اند، تلاشی برای کسب خبر درباره اين جوايز نميکنند. انگار برای کسی مهم نيست.

برای تحقيق بيشتر سری به سايت اينترنتی مسابقه جام طلا زدم. هرچه جستجو کردم خبری از قرعه کشی بزرگ، و برندگان آن نيافتم. کاش يکی پيدا ميشد و از آقايان در اين باره سوال ميکرد. در هنگام جستجو در سايت مسابقه جام طلا سری هم به صفحه جوايز ويژه (همان خودروی سواری که قرار بود هر شب به يک نفر اهدا شود) زدم. جالب است که در اين صفحه تنها نام 10 نفر مشاهده ميشود. مگر طول مدت جام جهانی يک ماه نبود؟ پس 15-20 نفر باقيمانده که هر شب برنده خودرو شدند کجا هستند؟

قصد وارد کردن اتهام به فرد يا گروه خاصی را ندارم. اما يک حساب سرانگشتی نشان ميدهد، با احتساب متوسط قيمت يک CD جام طلا برابر 2000 تومان، برای فروش 1 ميليارد تومان، فقط کافی بود 500 هزار نسخه CD به فروش برسد. به نظر شما به آن حجم تبليغات روزانه که برای اين مسابقه انجام شد، چه تعداد CD به فروش رفته است؟ آيا 500هزار عدد بالايی است؟ نميدانم خودروهايی که به آن 10 نفر اهدا شده از چه نوعی بوده است. فرض کنيم قيمت هر کدام مثلا 30 ميليون تومان بوده باشد. با احتساب حداکثر 40 تا 50 ميليون تومان برای ساير جوايز، ميتوان حدس زد که احتمالا حداکثر 350 تا 400 ميليون تومان هزينه شده است. خودتان پيدا کنيد پرتقال فروش را.

ژاپنيها صندلی چرخدار کنترل شونده توسط ذهن ساختند

يک گروه تحقيقاتی در يکی از دانشگاههای ژاپن نمونه آزمايشی صندلی چرخدار کنترل شونده توسط ذهن را ساخته اند. عملکرد اين صندلی چرخدار بدين صورت است که کاربر بر روی آن مينشيند و کلاهی (به شکل يک عرقچين) روی سر خود ميگذارد. درون اين کلاه تعدادی Sensor کار گذاشته شده که سيگنالهای ارسالی از سوی ذهن مغز را دريافت ميکنند، و صندلی چرخدار بر اساس آنها عمل مينمايد. يعنی فرد راکب کافی است که از ذهن بگذراند که ميخواهد به سمت راست يا چپ بپيچد، وسيستم کنترل کننده صندلی، آن را به سمت مورد نظر هدايت مينمايد. [منبع]

سازندگان اين صندلی چرخدار ادعا کرده اند که اين صندلی با دقتی در حدود 80 درصد، فرامين ارسالی از سوی ذهن راکب را تشخيص ميدهد. با اين وجود به نظر ميرسد که هنوز راه طولانی تا عملياتی شدن اين سيستم، و استفاده گسترده از آن وجود دارد. در سالهای اخير پروژه های مشابه بسياری، برای ساخت ابزارهای قابل کنترل توسط ذهن انسان در دانشگاهها و مراکز تحقيقاتی (عمدتا ژاپنی)، شروع شده اند. کنترل ابزارهايی مثل تلويزيون، صندلی چرخدار و برخی ابزارهای ديگر از جمله اين موارد است.

پيش از اين گروههايی در سوئيس و اسپانيا تلاشهايی برای ساخت چنين صندلی چرخ داری انجام داده بودند، اما تا کنون خبری از ساخته شدن آن به گوش نرسيده بود. [+]