صفحات

يک ماه کتاب رايگان

به مناسبت سی و پنجمين سالگرد پروژه گوتنبرگ، دسترسی عموم به کتابهای سايت World eBook Fair به مدت يک ماه آزاد شد. از تاريخ 4 جولای تا 11 آگوست ميتوانيد از بين 1.3 ميليون کتاب اين سايت، آنها را که ميخواهيد به رايگان Download کنيد.


پروژه گوتنبرگ، در سال 1971 توسط Michael Hart راه اندازی شد و هدف آن تشويق مردم به ساختن و انتشار ebook است. برای آشنايی بيشتر با پروژه گوتنبرگ به اين صفحه مراجعه کنيد.

بچه پدر و مادر ميخواهد



رسم نمودارهای ساده در نرم افزار Excel به روشی متفاوت

معمولا در هنگام کار کردن با مقادير اطلاعات عددی در نرم افزار Excel، رسم نمودارهای ساده، ميتواند کمک شايانی در درک بهتر اطلاعات مستتر در انبوه مقادير عددی پيش رو باشد. يک راه برای اين کار استفاده از امکان رسم نمودار نهفته درخود نرم افزار Excel است.


اما يک راه ساده و خيلی جالب ديگرهم برای رسم نمودارهای ساده وجود دارد، و آن استفاده از تابع REPT است. اين تابع که شکل استفاده آن به صورت زير است، باعث ميشود که عبارت text به ميزان number_of_times بار تکرار شود.

=REPT(text, number_of_times)

با استفاده از اين دستور ساده، و چاپ کردن يک کاراکتر دلخواه به دفعات لازم ميتوان نمودارهای متنوعی در دل يک Excel sheet رسم نمود.


برای مطالعه بيشتر در اين مورد به اينجا مراجعه کنيد.

درباره خبر آريستو

ما يک پروژه انجام داديم. تمام که شد من خبرش را برای خبر گزاريها ارسال کردم (+). يکی دو تا خبرگزاری خبر را منتشر کردند، و ...

بعد از انتشار اين خبر يک مقدار فيدبک های عجيب و غريب دريافت کردم. يکی مثل اين نوشته آقای مهرداد در وبلاگ برق و کامپيوتر 69، و ديگری متلک پرانيهای بعضی از دوستان.

جهت اطلاع لازم ميدانم به چند نکته اشاره کنم. شايد روشن کننده برخی نقاط ابهام باشد.

توجه: اين پردازنده، يک محصول تجاری است و نه دانشگاهی. به دلايل کاملا بديهی، که در همه جای دنيا در مورد پروژه ها و محصولات تجاری معمول است، من اجازه ندارم که همه آنچه را که درباره اين پردازنده ميدانم بيان کنم. بنا بر اين لطفا اگر در هر کجای بحث پا را از حد مشخصی فراتر نگذاشتم، به حساب اين نگذاريد که مثلا من کم آورده ام.

اول لازم است صورت مسئله را خيلی واضح بيان کنم. يک تيم کاری فوق العاده قدرتمند، باسواد و با تجربه و در عين حال جوان، با سابقه نسبتا خوب در عرصه فعاليت های فنی مهندسی. يک پروپوزال به سازمان صنايع نوين داده، و درست مانند همه آدم های ديگری که در اين مملکت دارند کار ميکنند، بعد از يک عالمه آمد و شد، پروژه اشان تصويب شده. جهت اطلاعتان رقم قابل توجهی نبوده، و چيزی هم آخرش نمانده که بخواهيد به خودتان زحمت بدهيد و حدس بزنيد که مثلا چقدر پول بيت المال اين وسط حيف و ميل شده.

اين پروژه، بعد از 2 سال به اينجا رسيد که ميبينيد. بله، ... ما يک پردازنده 32 بيتی ساختيم. کاملا منطبق بر معماری SPARC. اگر هر کس شک دارد، هماهنگی کند، با کمال ميل دعوتش ميکنم که بيايد از نزديک ببيند. افتخار ميکنم که در تيم کاری طراحی و ساخت اين پردازنده عضو بوده ام. اين را در پيشانی رزومه ام قرار ميدهم و به آن ميبالم. اين پردازنده با قابليتهايی منحصر به فرد، کاملا قابليت عرضه و رقابت در بازارهای بين المللی را دارد. ضمن آنکه به سادگی ميتواند در پروژه های داخلی مورد استفاده قرار گيرد.

ضمنا به يک چيز ديگر هم افتخار ميکنم. آن هم اينکه اين کار را در ايران انجام داده ايم. در همين ايرانی که هر کس هر کاری از دستش بر می آيد انجام ميدهد تا ديگران موفق نشوند کارشان را انجام دهند، بعد هم اگر به هر ضرب و زوری موفق شوند يک کاری انجام دهند، همان افراد هر کاری از دستشان بر می آيأ انجام ميدهند تا توی سر مال بزنند. بگذريم از هزار و يک مشکلی که در سر راه واردات قطعات، دانش فنی و ... در سر راه انجام يک کار Hi-Tech قرار دارد. ... بگذريم ... خلاصه اينکه ما اين کار را انجام داديم چه شما بخواهيد و چه نخواهيد، چه باورش داشته باشيد يا نه، ... در همين ايران.

ممکن است برای شما شامورتی بازی به نظر آيد. نميدانم. شايد هم از نظر شما اصل کار خوب بوده، اما آدم نبايد وقتی کاری ميکند خبر آن را برای خبرگزاری بفرستد. شايد فقط اين قسمتش شامورتی بازی است از نظر شما. شايد هم به نظر شما فقط وقتی دار و دسته دکتر استکی، که هرکدامشان يک گوشه دنيا دارند کار ميکنند، در Nature مقاله چاپ ميکنند، بايد اخبارش را منتشر کرد.

به خدا من همه اين دغدغه ها را ميفهمم (البته فقط دغدغه ها را). اصلا خودم هم همين دغدغه ها را دارم. اما لطفا يک بار ديگر متن خبر را بخوانيد. هيچ جا ادعای عجيب و غريبی مطرح نشده. کسی خود را ستاره دنباله دار ذهن ديگران معرفی نکرده، يا مرد سال علمی و .... حتی از اين دسته خاليبندی های مدرن هم نکرده ايم که مثلا تيم فلان دانشگاه آزاد در فلان مسابقه اول شد، بدون آنکه ذکر کرده باشيم که آن مسابقه اصلا چند نفر شرکت کننده داشته است.

لطفا يک بار ديگر متن خبر را بخوانيد. اگر هر جايش اشکالی از اين دست بود، در خدمتم.

اما برويم سر همان دغدغه ها. خيلی برایم جالب و در عين حال مسخره بود که وقتی خبر را ارسال کرديم هيچ کس نيامد چک کند که خبر راست است يا دروغ. قبول دارم که اين يعنی فاجعه. در اين بين تنها خرنگار ايسنا بود که چند بار تماس تلفنی گرفت، و يک مقدار سئوال پيچم کرد. در پايان هم از من خواست که برايش عکس Chipها را بفرستم (که در کنار خبر در سايت قرارش داد). و الا هيچ کس هيچ تحقيقی در مورد اصل خبر نکرده.

اما همانقدر که ذکر اين نکته جالب بود، برخورد اين آقای مهرداد هم جالب است. دوست عزيز! نميدانم وبلاگ شما چقدر خواننده دارد. اما شما در مورد مطالبی که مينويسی همانقدر مسئولی که خبرنگار فلان خبرگزاری در برابر اخبارش مسئول است. برداشتم از نوشته شما اين است که مثلا ما يک مشت کلاه بردار و شارلاتان هستيم که ادعا کرده ايم که يک کاری کرده ايم و بابتش حسابی گوش سازمان صنايع نوين و ... را بريده ايم. از نظر شما اولا با پيشرفت تکنولوژی کار ما خيلی هم کار نبوده. در ثانی ما همان کاری را که خيلی هم کار نبوده، با دزدی و کپی کاری از اين طرف و آن طرف ارائه کرده ايم. کاش اقلا قبل از انتشار اين مطلب يک کم تحقيق ميکردی. يک تلفن شايد خيلی از اين ابهامات را برايت رفع ميکرد. جهت اطلاع و رفع ابهام چند نکته را عرض ميکنم:

اول آنکه، به هيچ وجه چنين نيست که اين روزها با همه گير شدن زبانهای توصيف سخت افزار و پيشرفت ابزارهای طراحی، اين کار چندان هم سخت نباشد. اين حرف همانقدر بچه گانه و غير حرفه ای است که بگوييم که امروزه با پيشرفت زبانهای برنامه نويسی، طراحی و ساخت يک نرم افزار کاربردی خوب، خيلی هم کار مهمی نيست و هرکسی ميتواند به سادگی آن را انجام دهد. لازم به توضيح است که انجام يک پروژه طراحی و ساخت، به جز کمی کدنويسی به زبان Verilog يا VHDL يک دنيا کار دارد. طراحی، پياده سازی، ساخت، تست و ... همه و همه مراحلی است که هر کدام به تنهايی ميتواند مهيا کننده خوراک لازم برای چند پروژه فوق ليسانس و دکترا باشد، و به جرات ادعا ميکنم که کار هرکسی نيست.

خوب است نگاهی دوباره به همان خبر eeTimes بيندازيد. eeTimes جای کوچکی نيست (جهت اطلاع دوستان مقاله دوست بايد بگويم که چاپ خبر در eeTimes برای من حکم همان Nature را دارد برای شما). ببينيد eeTimes با چه دقتی رفته و مو شکافی کرده که اين پردازنده مشابه فلان پردازنده خارجی است. يا اينکه ساخت آن در کدام کارخانه انجام شده. اين يعنی کار مهمی انجام شده. اينها اطلاعاتی نبوده که در متن خبر خبرگزاری فارس به آن اشاره شده باشد. حتی اين اطلاعات در سايت شرکت پارسه هم قرار داده نشده بود. پس کار ساده ای نبوده. صرفا download کردن و Copy-Paste نبوده که ما برايش آنقدر پول گرفته باشيم که شما بخواهيد غصه آن را بخوريد.

و اما بعد ... بياييد کمی با هم رو راست باشيم. گفته ايد : "مشخصات و ویژگی‌های پردازنده‌شان را که می‌خواندم به نظرم آشنا می‌آمد.". خدا وکيلی غير از اين بوده که شما متن خبر eeTimes را خوانده ايد، و وقتی خواسته ايد آن را در وبلاگ خودتان نقل کنيد، يک جوری نقل کرده ايد که انگار شما خودتان اين مطلب را از قبل فهميده بوديد؟ يعنی شما با يک نگاه با Featureهای پردازنده ما فوری متوجه شباهت آن با يکی از پردازنده های موجود در بازار شديد؟ يعنی شما اينقدر کارتان درست است؟

اما جهت اطلاعتان عرض ميکنم که خبر eeTimes را درست نخوانده ايد. يک بار با دقت بخوانيد. اگر انگليسيتان ضعيف است از يک نفر که زبانش خوب است بخواهيد که آن را برايتان ترجمه کند. عين مطلب eeTimes اين است:

Aristo, Tiny and Tachra are likely to have much in common with the Leon, Leon2 and Leon3 processors, which are also Sparc V8 compatible, and provided by Gaisler Research AB (Goteborg, Sweden).

اين يعنی eeTimes احتمال داده که پردازنده ما شباهت زيادی به پردازنده های Leon دارد. دليلش هم واضح است، چون تنها پردازنده Open Source موجود در بازار که مبتنی بر معماری SPARC V8 است Leon است. ما که ادعا نکرده ايم که معماری اين پردازنده Patent خودمان است. اتفاقا در متن خبر هم ذکر شده که برای انطباق با استانداردهای موجود در بازار از يک معماری آزاد استاندارد به نام SPARC استفاده شده. ... دوست عزيز اگر کمی منصف باشيد ميبينيد که ما اينقدر ها هم شامورتی بازی در نياورده ايم. به خدا هر چيزی Open Source ای که استفاده کرده ايم، گفته ايم. (مثل SPARC يا gcc). اصلا خيلی بايد کودن باشيم که اگر از يک چيز Open Source استفاده ميکنيم، آن را ذکر نکنيم. اين کار يک دنيا فايده دارد. ضمن آنکه هيچ ضرری هم ندارد.

در مورد gcc هم بايد توضيح بدهم. ما که ادعا نکرده ايم که gcc را ما نوشته ايم. عالم و آدم ميدانند که gcc يک کامپايلر Open Source است. Unix هم يک سيستم عامل Open Source است. آيا اگر کسی آن را برداشت و مطابق نيازها و سليقه خودش Optimize کرد، و مثلا Red Hat يا Fedora يا BSD يآ ... را ارائه کرد، نبايد آن را جزو محصولات خودش ارائه کند؟ مهرداد جان، ما gcc را برای Aristo بهينه سازی کرده ايم. ... همين. آنجا هم همين را گفته ايم. اين جزو محسنات پردازنده ماست که ميتواند از کامپايلر خوبی مثل gcc به صورت بهينه استفاده کند. قبول نداری؟

در مورد Leon هم خوب است بگويم که آنچه آنجا ارائه شده، و شما لينک Download اش را داده ايد، IP است. يعنی کد VHDL است. يعنی همانطور که حتی شما هم فهميده ايد، قابل Download شدن است. دوست عزيز! چيزی که ما ساخته ايم Chip است. نميشود Downloadاش کرد. اگر ميخواهيد ببينيدش، يا بايد برويد عکسش را ببينيد، يا بايد بياييد اينجا، يا ما يکی برايتان بفرستيم، تا تفاوت IP-Core و زبان توصيف سخت افزار و Chip را متوجه شويد. برای کار کردن با آن هم لازم است بورد مدارچاپی بسازيد. با Enter زدن نميشود اجرايش کرد.

در پايان لازم ميدانم که چند تا لينک جالب درباره همين خبر را بياورم. اگر حوصله کرديد، سر بزنيد. (چندتايی هم در انتهای مطلب قبلی است)

خبر eeTimes
خبر Design-Reuse
خبر DailyTech (به کامنت های ذيل اين خبر توجه کنيد. ببينيد چطور به سياست ربط پيدا کرده. به خدا اين کار تبليغاتی ما نيست. در DailyTech آدم نداشته ايم که برايمان پارتی بازی کرده باشد. موضوع آنقدر برايشان مهم بوده که اين طور سر آن به بحث نشسته اند.)
خبر خبرگزاری فناوری اطلاعات ايران