صفحات

آريستو

يکی از پروژه هايی که از حدود 2 سال پيش مشغول انجامش بوديم، با موفقيت به اتمام رسيده. پريروز يک متن خبری آماده کردم و برای چند تا از خبرگزاريها ارسال کردم. خيلی جالبه که از ديروز تا الان خبرنگارها پاشنه در شرکت را از جا در آوردند (البته به صورت تلفنی!). متن خبری که برای خبر گزاريها ارسال کردم به قرار زير است:
آريستو؛ اولين پردازنده رايانه ای ساخت ايران

برای اولين بار تراشه پردازنده رايانه ای 32 بيتی به طور کامل در داخل کشور طراحی و ساخته شد. اين پردازنده که آريستو (Aristo) نام دارد، با حمايت های مرکز صنايع نوين وزارت صنايع و توسط کارشناسان و مهندسين شرکت نيمه رسانا پارسه، به طور کامل در داخل کشور طراحی و ساخته شده است.

آريستو، که برای انطباق با استانداردهای بين المللی، و قابليت عرضه و رقابت با ساير پردازنده های موجود در بازار، بر مبنای معماری پردازنده های SPARC طراحی و ساخته شده است و با فرکانس 150 مگاهرتز کار ميکند ميتواند در پروژه های مخابراتی، خودروسازی، اتوماسيون صنعتی، سيستمهای رباتيک و هوش مصنوعی، شبکه های کامپيوتری و انتقال اطلاعات و ... کاربرد وسيعی داشته باشد.

تا کنون استفاده ازپردازنده های موجود (ازقبيل پردازنده های خانواده ARM، MIPS و ...) در پروژه های داخلی، به دليل عدم وجود رابطه تجاری مناسب بين ايران و کشورهای توليدکننده اين محصولات، ميسر نبود، که با وجود يک پردازنده استاندارد که در داخل کشور طراحی شده، اين مشکل بطور کامل مرتفع گرديده است. در حال حاضر اين امکان وجود دارد که جزئيات طراحی اين پردازنده (در حد IP Core) به همراه مستندات کامل آن در اختيار متخصصين قرار گيرد تا بتوانند از آن در طراحی پروژه های بزرگ که نيازمند پياده سازی سيستمهای Embedded هستند، استفاده نمايند.

به همراه اين پردازنده مجموعه کاملی از نرم افزارها و سخت افزارها ارائه شده است. کامپايلر gcc که يک کامپايلر شناخته شده زبان C است به صورت خاص برای آريستو بهينه سازی گرديده است. ضمن آنکه يک محيط نرم افزاری فوق العاده قدرتمند برای اشکالزدايی برنامه ها آماده شده است. در عين حال اين پردازنده مجهز به سيستم عامل همزمان قدرتمند eCos می باشد، که ميتواند بسته به نياز مصرف کننده تا مقدار قابل ملاحظه ای کوچک سازی گردد.

در کنار همه اينها يک بورد آزمايشگاهی متشکل از پردازنده آريستو و مقادير قابل توجهی از سخت افزارها و درگاههای جانبی برای استفاده متخصصين و دانشجويان آماده شده است.

با معرفی و استفاده از اين پردازنده در دانشگاهها و بخشهای صنعتی، ميتوان از مزايای پردازنده ايرانی، برای بومی سازی ادوات و ملزومات صنايع مختلف استفاده نمود.

لينک مطالبی که از امروز صبح تا الان در اين زمينه در جاهای مختلف منتشر شده و من در اختيار دارم اينها هستند:

خبرگزاری فارس: اولين پردازنده رايانه‌اي در ايران ساخته شد
واحد مرکزی خبر: ساخت تراشه پردازنده رایانه درایران
جام جم: پژوهشگران ایرانی موفق به ساخت تراشه پردازنده رایانه شدند
ايسنا: دستيابي متخصصان ايراني به فن‌آوري طراحي و ساخت «پردازنده» (مصاحبه با من)
خبرگزاری شين هوا (چين)
خبرگزاری سينا (چين)

اگر اطلاعات بيشتری درباره Aristo ميخواهيد به سايت شرکت نيمه رسانا پارسه مراجعه کنيد.

ضربه فرهنگی

مدتی است از سر علاقه به مباحث مديريت، در اين زمينه مطالعه ميکنم. اخيرا کتاب "رفتار سازمانی؛ مفاهيم، نظريه ها، کاربردها" از استيفن پی. رابينز را ميخوانم. در حين مطالعه اين کتاب به مطلب جالبی در باره مهاجرت برخوردم:

نقل و انتقال از کشوری به کشور ديگر، موجب به وجود آمدن سردرگمی، گيجی و هيجانات شديد ميشود، که آن را "ضربه فرهنگی" ميناميم...

طبق تحقيقات انجام شده، نمودار سازش در يک کشور خارجی ( با توجه به چهار مرحله مشخص) به صورت حرف U می باشد...

(1) در مرحله نخست همه چيز تازگی دارد. تازه وارد هيجان زده و خوش بين است، و از نظر حالت در وضعی بسيار عالی قرار دارد. ... کسی که برای مدت يک يا دو هفته به منظور گذراندن تعطيلات به سرزمينی بيگانه برود، پنين ميپندارد که اختلاف فرهنگی بسيار جالب و حتی آموزنده است.

(2) سپس دچار نوعی سرخوردگی ميشود. در اين مرحله چيزهای جالب و جذاب رنگ می بازند و کهنه ميشوند، و آنچه سنتی مينمود فاقد هرنوع کارآيی ميشود.

(3) پس از چند ماه، فرد تازه وارد به عمق اين مرحله ميرسد، که آن را سومين مرحله ناميده اند. در اين مرحله، تمام اختلافات فرهنگی به صورت بسيار خشن آشکار ميشوند. توان واقعی تازه وارد، از نظر تفسير و تعبير پديده ها، که در خانه و وطنش در حد بشيار بالايی بود، اينک از دست رفته است و هيچ کارآيی ندارد. او در زير رگبار شديدی از ميليونها علامت، صدا و اشاره قرار ميگيرد که به هيچ وجه قابل تفسير و تعبير نيستند.

(4) سرانجام، اين تازه وارد شروع به سازش ميکند و واکنش های منفی که وی در برابر ضربه های فرهنگی داشت، يکی پس از ديگری از بين ميرود. در اين مرحله شخص تازه وارد ياد گرفته است که چه چيز اهميت دارد و چه چيزهايی را ميتوان ناديده انگاشت.

...

کسی که تازه به سرزمين بيگانه ميرود بايد در انتظار ضربه فرهنگی باشد. اين ضربه يک چيز غيرعادی يا نابهنجار نيست. هرکس تا حدی در چنين وضعيتی قرار ميگيرد ... ضربه فرهنگی الگويی قابل پيش بينی دارد. نخست شادی آفرين است، و سپس دوران افسردگی و استيصال فرا ميرسد.

به هر حال، تقريبا پس از 6 ماه، بيشتر مردم تازه وارد خود را با فرهنگ جديد وفق ميدهند. آنچه پيش از آن، تز نظر فرهنگی متفاوت بود و بيگانه مينمود، پس از آن قابل درک و تحمل ميشود.