صفحات

بخواهم يا نخواهم، «علامه حلی» بخشی از گذشته من است ...


سال 1367 در مدرسه راهنمايی علامه حلی تهران پذيرفته شدم و تا سال 1374 که به عنوان يک ديپلمه متوسطه از دبيرستان علامه حلی فارغ التحصيل شدم، طبيعتا رابطه تنگاتنگی با مجموعه علامه حلی داشتم (خوب مدرسه ام بود ديگه).

سال 74 دانشجو شدم. اواخر اولين سال تحصيلی دانشگاهم بود که از طريق يکی از دوستان خوبم که در مدرسه علامه حلی معلم آزمايشگاه فيزيک بود، برای کار معلمی به مدرسه (مدرسه سابق خودم) دعوت شدم. قضيه از اين قرار بود که عده ای، با همراهی مديريت وقت دبيرستان تصميم گرفته بودند يک نظام نو را در آموزش علوم طراحی و پياده سازی کنند. و تصميم گرفته بودند اجرای اين کار را به چند نفر دانشجوی بی ادعا (از جمله شخص بنده) بسپارند و خودشان از بالا بر آنها نظارت کنند. الان نميخواهم بيش از اين به جزئيات بپردازم، اما درکل به نظرم استراتژی خوب و درستی بود.

بگذريم، ... همه اينها را گفتم که به اينجا برسم که من مجددا در سال 75، و اين بار به عنوان معلم فيزيک وارد علامه حلی شدم. تا سال 80 در دبيرستان علامه حلی معلمی کردم.البته در يکی دو سال آخر معلم کامپيوتر شده بودم و در سال آخر مسئوليت گروه کامپيوتر هم بر عهده من بود.

سال 80 تصميم گرفتم از مدرسه خارج بشوم. دلايل زيادی پشت اين تصميم بود، که مجال مطرح کردن آنها نيست. ديگر کار مدرسه راضی ام نميکرد. ميخواستم يک کم کار مهندسی کنم. ميخواستم کار فنی کنم. شايد به همين دليل هم بود که در سالهای آخر به سراغ تدريس کامپيوتر رفتم. يکی از کارهايی که در همين مدت کوتاه، کمی درگيرش شدم، آغاز به کار يک تيم شبیه سازی فوتبال ربوکاپ با 4 نفر از بهترين دوستانم (که آن موقع دانش آموز اول دبيرستان بودند) بود. ربوکاپی که بعدها خواسته و ناخواسته خيلی بيشتر درگيرش شدم و الان يکی از مهمترين علاقمندی های من است. در همين اوضاع بود که پدرم هم به رحمت خدا رفت و به خاطر شوک روحی و مصيبتی که به خودم و خانواده ام وارد شده بود، مدتی مدرسه را دودر کردم. و همين دوران دودره بازی فتح بابی شد، که بتوانم کم کم کارهای خودم را به ديگران بسپارم و تا پايان سال تحصيلی، ديگر از علامه حلی خارج شده بودم.

اما يک سالی نگذشته بود که برای بار سوم با علامه حلی مرتبط شدم، واين بار برای سرپرستی تيم ربوکاپ مدرسه. ارتباطی که در طول سالهای بعد به دلايل مختلف دچار شدت و ضعف شده است، اما شکر خدا تا امروز همچنان برقرار مانده است.