چند روز قبل مطلبی ميخواندم که درآن چند بار به مهره وزير(Queen) در شطرنج و حرکت آن اشاره شده بود. بی اختيار به اين فکر افتادم که چرا Queen که در زبان انگليسی به معنای «ملکه، شهبانو و زن پادشاه» است، در صفحه شطرنج پارسی به «وزير» ترجمه ميشود؟ آيا دليلش از نوع دلايل ناموسی و ... است؟!

نگاهی به نام خارجی ساير مهره های شطرنج و مقايسه آنها با نام فارسی اشان جالب است:
به نظر ميرسد، به جز مهره «شاه» که ترجمه فارسی و انگليسی اش شبيه هم است، و «رخ» که نام انگليسی اش برگرفته از نام فارسی است، ترجمه هايی که برای نام مهره های «پياده» و «اسب» شده نيز تا اندازه ای قابل تحمل است (يعنی دست کم نام های فارسی و انگليسی اين مهره ها به شکل و شمايل خود مهره مرتبط هستند).
اما نميدانم چرا «ملکه»، «وزير» دربار شده است، و «اسقف» اعظم به مقام شامخ «فيل» بودن رسيده است!
درست نميدانم اين نامها که ما داريم، ترجمه ای از روی نامهای خارجی است، يا آنها از زبان فارسی ترجمه کرده اند، يا هر دو از زبان سومی ترجمه شده. اما به نظر ميرسد نامهای انگليسی نامهای بامسماتری هستند. مثلا نام «ملکه» با توجه به قدرت فوق العاده آن، نام بهتری برای مهره «وزير» است. در مورد «فيل» که خيلی قضيه حادتر است، شکل و شمايل اين مهره نه تنها هيچ شباهتی به فيل ندارد، که اتفاقا خيلی هم شبيه کلاه «اسقف»هاست.
بگذريم، اگر کسی چيزی دراين باره ميداند، ما را هم خبر کند. ممنون ميشوم.
نگاهی به نام خارجی ساير مهره های شطرنج و مقايسه آنها با نام فارسی اشان جالب است:
King
معنای لغوی «پادشاه» است، و در فارسی هم به همان نام «شاه» ترجمه شده است.Queen
همانطور که گفته شد، به معنای «ملکه، شهبانو و زن پادشاه» است، اما در فارسی به «وزير» ترجمه شده. دليلش را نميدانم.Rook
معنای لغوی اين کلمه به معنای «کلاغ زاغی و کلاغ سياه» است. اما نام فارسی آن «رخ» است. در مورد اين مهره گويا نام Rook از نام فارسی آن برگرفته شده است. «رخ» در زبان فارسی به معنای «ارابه جنگی» است.Bishop
به معنای «اسقف» است که يکی از مقامات کليسا است. اما در شطرنج فارسی به «فيل» ترجمه شده!Knight
در ديکشنری اين واژه به «قهرمان، شواليه، نجيب زاده و سوارکار» ترجمه شده. در فارسی هم به نام «اسب» شناخته ميشود. احتمالا دليل اين نامگذاری شکل اين مهره است، که به شکل کله اسب است.Pawn
در زبان انگليسی اين واژه به معنای «گروگان» است. در صفحه شطرنج ايرانيها به اين مهره «سرباز» يا «پياده» ميگويند.
به نظر ميرسد، به جز مهره «شاه» که ترجمه فارسی و انگليسی اش شبيه هم است، و «رخ» که نام انگليسی اش برگرفته از نام فارسی است، ترجمه هايی که برای نام مهره های «پياده» و «اسب» شده نيز تا اندازه ای قابل تحمل است (يعنی دست کم نام های فارسی و انگليسی اين مهره ها به شکل و شمايل خود مهره مرتبط هستند).
اما نميدانم چرا «ملکه»، «وزير» دربار شده است، و «اسقف» اعظم به مقام شامخ «فيل» بودن رسيده است!
درست نميدانم اين نامها که ما داريم، ترجمه ای از روی نامهای خارجی است، يا آنها از زبان فارسی ترجمه کرده اند، يا هر دو از زبان سومی ترجمه شده. اما به نظر ميرسد نامهای انگليسی نامهای بامسماتری هستند. مثلا نام «ملکه» با توجه به قدرت فوق العاده آن، نام بهتری برای مهره «وزير» است. در مورد «فيل» که خيلی قضيه حادتر است، شکل و شمايل اين مهره نه تنها هيچ شباهتی به فيل ندارد، که اتفاقا خيلی هم شبيه کلاه «اسقف»هاست.
بگذريم، اگر کسی چيزی دراين باره ميداند، ما را هم خبر کند. ممنون ميشوم.
4 نظر داده شده:
در این مورد مطلبی نوشتم که میتوانید بخوانید
اتفاقآ سوال شما را باید درست برعکس پرسید. یعنی این که چرا وزیر شطرنج ایرانی تبدیل میشود به «شهبانو»ی شطرنج انگلیسی. منظورم ایناست که از نظر تاریخی ظهور و رواج شطرنچ در ایران و هند خیلی زودتر از انگلیس بودهاست. در واقع شطرنج از هند به ایران و از آنجا به میان اعراب میرود. اروپاییها هم از طریق عربهای مسلمان با شطرنج آشنا میشوند.
در ادبیات ایران هم اشاره به همهی این نامها و بازی شطرنج فراوان است. یعنی ترجمهای درکار نیست، این نامها برساختهی ذهن ایرانی یا هندی اند نه برگردان از زبانی اروپایی. مثالی از شعر خاقانی:
از اسب پیاده شو بر نطع ِ زمین رخ نه / زیر ِ پی ِ پیلش بین شهمات شده نعمان
میبینی که نامهای همهی مهرههای شطرنج جز وزیر یا فرزین در این بیت آمده. البته نطع هم به معنای صفحهی شطرنج است.
یا این بیت از مولوی:
تا کی دوشاخه چون رخی تا کی چو بیذق کم تکی
تا کی چو فرزین کژ روی فرزانه شو فرزانه شو
بیدق=عربیشدهی پیاده
فرزین= وزیر
سلام.ممنون از مطلب جالبت .من کمی در مورد اون اطلاعات داشتم ولی ناقص بود.امروز شاگردم تو کلاس ازم خواست راجع بهشون توضیح بدم این بود که مستفیض شدم با اجازهت مطلبتو استفاده می کنم
ارسال يک نظر