صفحات

چند موضع گيری فوتبالی

من واقعا قصد ندارم که اينقدر درباره فوتبال بنويسم، اما چه کنم که با اين اتفاقاتی که اين روزها در فوتبال می افتد، آدم نميتونه ساکت بمونه.

به هيچ وجه اعتقاد ندارم که بازی ضعيف و حتی شکست در برابر کره جنوبی در سئول اتفاق وحشتناکيه ... اما فکر ميکنم که وقتی پس از حذف ايران از جام جهانی، همه طوری برخورد ميکنند که انگار ما بايد قهرمان جام جهانی بشيم، و چند نفر جانی بالفطره مثل برانکو و علی دايی و دادکان باعث شکسته شدن غرور ملی امان شدند؛ حالا لااقل بايد ازشان توضيح خواست.

خدا را شکر به کره جنوبی نباختيم. احتمالا از گروهمان صعود هم ميکنيم. اما مگر نه آنکه اين تيم، همان تيم برانکو بود، با حذف علی دايی و جايگزين شدن محمود فکری؟ يحيی هم که خداحافظی کرده بود. مگر قرار نبود از آن آقايی که مدعی بود جنازه اش هم در جام جهانی ميتوانست گل بزند، استفاده شود؟ تيم ملی ايران برای کدام بازی اش در 4 سال گذشته (به جز دو تورنمنت جام ملتهای آسيا، و جام جهانی) يک ماه در اردو بوده؟


کاش الان يکی می آمد از اين روزنامه های رنگ و وارنگ، که برای از دست رفتن غرور ملی در اثر باخت به مکزيک سينه چاک ميدادند، سوالی ميپرسيد؟ مديران کيهان ورزشی، خبر ورزشی، 90، جهان فوتبال، ايران ورزشی و ... هرکدام به نوبه خود از ناموس ملی اشان که توسط علی دايی و برانکو مورد تاخت و تاز قرار گرفته به خوبی دفاع کرده اند. حالا بفرمايند تحويل بگيرند.

ميخواهم در چند مورد موضعم را بيان کنم:

1- از رفتن محمد دادکان از فدراسيون فوتبال متاسفم. به نظرم اين يکی از بزرگترين ضرباتی بود که ميشد بر پيکر فوتبال ايران وارد کرد.

2- به نظرم برانکو ايوانکوويچ و علی دايی دو تا از پايه های موفقيت نسبی فوتبال ايران در 4 سال گذشته بوده اند (البته بعد از دادکان). معتقدم که بدون اين 3 نفر، و برنامه ريزيها و ممارست و نظم آنها، فوتبال ايران حتی به جام جهانی 2006 صعود نميکرد، چه برسد به اينکه ادعای صعود از گروهش را داشته باشد. اصلا هم قبول ندارم که در گروه ساده ای بوديم. نتيجه گرفتن در برابر ژاپن، بحرين و کره شمالی به مراتب از کره جنوبی، سوريه و چين تايپه مشکل تر بود.

3- داريوش مصطفوی را يک قران قبول ندارم. کارنامه سوء استفاده هايش از مديريت هم که بر همگان آشکار است.

4- به اعتقاد من بزرگترين نقطه ضعف فوتبال ايران عدم وجود کارشناسان و تحليلگران خوب و کاربلد است. همين کارشناسان و مطبوعاتی های بيسواد و تنبل هستند که برای آنکه نقاط ضعف فعاليت حرفه ای خودشان را بپوشانند، با هر مربی، بازيکن و مدير موفقی بنای ناسازگاری ميگذارند. (از ايويچ و بلاژويچ گرفته تا برانکو و دادکان و علی دايی و ...). اين اواخر که حتی چشم ديدن عادل فردوسی پور را هم ندارند و تمام تلاششان اين است که عادل را با مخ به زمين بکوبند. در اين باره در آينده بيشتر توضيح خواهم داد.

5- از عدم موفقيت تيم ملی خوشحال نيستم. اگر به فوتبال علاقمند هستم، بايد از تيم ملی کشورم حمايت کنم و از موفقيتش خوشحال شوم. حتر اگر مطابق نظرات من اداره نشود.

فعلا همين ...

هیچ نظری موجود نیست: