صفحات

برانکو

اگر برانکو ايوانکوويچ به جای اميرخان امشب روی نيمکت تيم ملی نشسته بود، الان چه سرنوشتی در انتظارش بود؟ فردا روزنامه ها تيتر اولشان چه بود؟ گزارشگر بازی از دقيقه چند شروع ميکرد به نق زدن؟ تماشاگران از دقيقه چند تيم را هو ميکردند، از دقيقه چند فحش خواهر و مادر به علی دايی ميدادند؟


نميگويم برانکو بهترين مربی دنيا است. اما به نظرم سيستم حاکم بر فوتبال ايران چند سالی بود که داشت خوب عمل ميکرد. منظورم اين نيست که اشتباه نداشت، اما برآيند عملکردش مثبت بود. فوتبال ايران هم داشت پيشرفت ميکرد. ليگ سر و شکل گرفته بود. استقلال و پرسپوليس داشت دستگيرشان ميشد که با اعمال نفوذ و عقب و جلو کردن زمان بازيها و انتخاب داور و ... نميتوانند موفق باشند. فوتبال ملی کم کم به جايی رسيده بود که ملت ادعا داشتند بايد امثال مکزيک و آنگولا را له کنيم. آن هم پس از يک دوره عجيب و غريب آماده سازی که هيچ کس حاضر نشد با ايران بازی تدارکاتی کند. دليلش را هم همه ميدانند.

اما حالا ...
- بازیهای جام حذفی را که هنوز نگذاشتند تمام شود (دليلش هم واضح است). اميدوارم اقلا يک بازی برگزار کنند؛ همينطور بدون بازی نگويند پرسپوليس قهرمان است.
- ليگ را هم که تعطيل کرديم که با سوريه بازی کنيم ... بازی مهمی بود بالاخره!
- اين هم که نتيجه بازی با سوريه ... واقعا شرم آور است.

يک وقت اشتباه نشود، منظورم اين نيست که فدراسيون فعلی پرسپوليسی است، يا استقلالی. بلکه معتقدم، يک آدمی که سوابق مديريتی اش در فوتبال مملکت مشخص است، حالا پس از يک دوره نسبتا طولانی (6-7 سال) که تقريبا کنار گذاشته شده بود، ميدان پيدا کرده. حالا آمده تا خودش را نشان بدهد، دوباره. در قدم اول هم تصميم دارد آنهايی را که با عملکرد نسبتا قابل قبولشان باعث شدند تا پته اش روی آب بيفتد، تا ميتواند ضايع کند.

اين آدم، از آنجا که سرد و گرم فوتبال را چشيده است، و به خوبی به زير و بم کار آشناست، در آغاز قصد کرده تا طرفداران آبی و قرمز را با خودش همراه کند. با سرپرستان و مديران دو تيم کنار می آيد. خواسته هايشان را برآورده ميکند. در انتخاب مربی و بازيکن تيم ملی سعی ميکند هر دو طرف را راضی نگهدارد و ...

خلاصه برگشتيم به 10 سال قبل. سالها بود فراموش کرده بودم که وقتی فهرست بازيکنان تيم ملی را اعلام ميکنند، اول شروع کنيم به شمارش تعداد بازيکنان استقلال و پرسپوليس. تا اگر تعدادشان مساوی بود، به همين مساوی بودن گير بدهيم، و اگر نامساوی بود که واويلا!

پ.ن: فکر ميکنم قلعه نوعی آدم زرنگ و عاقلی است، و به همين راحتی خودش را برای ديگران قربانی نميکند. معتقدم تا الان با بعضی چيزها کنار آمده، ولی خيلی زودتر از آنکه فکرش را بکنيم، معادلات ذهنی آقايان را به هم ميزند. به نظر شما قلعه نوعی آدمی بود که بعد از آن لات بازی آری هان و حمايت انصاری فرد، که بازيکنان پرسپوليس را به تيم ملی ندادند، آنها را دوباره به اردو بپذيرد؟ من که فکر نميکنم اوضاع تيم ملی اينطور بماند. اما در هر حال اوضاع خوبی نخواهد بود، متاسفانه.

هیچ نظری موجود نیست: